العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

250

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

جهنم براى مظلوميت حسين يك نعره‌اى مىزند كه كاش موكلين صداى آن را نميشنيدند در صورتى كه براى آن آماده شده‌اند . از خوف اينكه گردنى از آن خارج شود يا دود آن خارج گردد و اهل زمين بسوزند . ملائكه جهنم را مادامى كه گريان است لگام ميكنند و آن را زجر ميدهند و درهاى آن را به علت خوف اهل زمين استوار مينمايند جهنم مادامى كه صوت فاطمه آرام نشود آرام نخواهد شد . نزديك مىشود كه درياها شكافته و داخل يك ديگر شوند . هيچ قطره‌اى از آب درياها نيست مگر اينكه يك ملك به آن موكل است هنگامى كه آن ملك صوت دريا را مىشنود هيجان آن را بوسيلهء بال‌هاى خود آرام مىكند و بعضى را بر بعض ديگر حبس مينمايد . اين عمل را براى خوف دنيا و هر كسى كه در آن و در روى زمين است انجام ميدهد . ملائكه دائما مهربانى ميكنند و به علت گريهء فاطمهء اطهر گريه مينمايند . دعا ميكنند و بسوى خدا تضرع و زارى ميكنند . اهل عرش و اطراف آن نيز همين عمل را انجام ميدهند . صداهائى از ملائكه به علت خوف اهل زمين براى تقديس خدا بلند مىشود . اگر يكى از صداهاى آنان به زمين برسد اهل زمين بىهوش ميگردند و كوه‌ها از جاى خود كنده ميشوند و زمين بوسيلهء زلزله اهل خود را فرو خواهد برد . گفتم : فدايت شوم اين امر بزرگى است . غير اين امر از اين بزرگتر است مادامى كه آن را نشنيده باشى . حضرت صادق عليه السلام به من فرمود : اى ابو بصير ! آيا دوست دارى از افرادى باشى كه فاطمه را يارى ميكنند ؟ وقتى اين سخن را فرمود : من به نحوى گريان شدم كه قدرت سخن گفتن و كلام خود را نداشتم . سپس آن حضرت برخاست و سر سجادهء عبادت رفت و من در همان حال از حضورش مرخص شدم . بعد از غذا و خواب استفاده نكردم . روزه گرفتم و ترسان شدم تا اينكه نزد آن بزرگوار رفتم هنگامى كه ديدم او آرام شده من نيز آرام گرديدم و خدا را سپاس گفتم . چون كه دچار عقوبتى نشدم .